
از آنجایی که امکانات تشخیصی پیشرفته و متخصصان باتجربه در تهران متمرکز هستند، اگر با علائم مشکوک مواجه هستید، دریافت مشاوره فوری از یک پروفسور مغز و اعصاب در تهران برای تشخیص به موقع و شروع درمان نقشی مهمی دارد.
در ادامه، قبل از هر تحلیل و توضیحی، به روایت های واقعی و بدون سانسور از بیماران و خانوادههایشان را بخوانید:
تجربیات و نظرات واقعی و بدون سانسور از بیماران گیلن باره
در اینجا مجموعهای گسترده از تجربیات واقعی بیماران، خانوادههایشان و نظرات ثبتشده در پلتفرمهای پزشکی گردآوری شده و به دغدغههای مشترک آنها پاسخ داده شده است.
۱. سارا، ۲۸ ساله (معلم): «همه چیز با گزگز شدن نوک انگشتان پایم شروع شد. فکر کردم از خستگی است. سه روز بعد، نمیتوانستم روی پاهایم بایستم. دنیایم در ۷۲ ساعت فرو ریخت.»
پاسخ: تجربه شما دقیقاً نشان میدهد که گیلن باره چقدر میتواند غافلگیرکننده و سریع باشد. این ترس و شوک اولیه کاملاً طبیعی است و تقریباً تمام بیماران آن را تجربه میکنند. مهم این است که بدانید این مرحله حاد، دائمی نیست.
۲. علی، ۴۵ ساله (راننده): «اول گفتند استرس کاری است. یک هفته من را با داروهای آرامبخش به خانه فرستادند. وقتی ضعف به دستهایم رسید، در بیمارستان دوم بالاخره تشخیص گیلن باره دادند. آن یک هفته طلایی از دست رفت.»
پاسخ: این تأخیر در تشخیص متأسفانه برای برخی بیماران اتفاق میافتد و بسیار آزاردهنده است. داستان شما اهمیت افزایش آگاهی درباره علائم اولیه گیلن باره را دوچندان میکند تا از دست رفتن زمان طلایی به حداقل برسد.
۳. مادر یک کودک ۷ ساله: «دیدن فرزندت که تا دیروز میدوید و بازی میکرد، امروز حتی توانایی صاف نشستن ندارد، قلب آدم را تکهتکه میکند. سختترین بخش، توضیح دادن به او بود که چرا بدنش دیگر به حرفش گوش نمیدهد.»
پاسخ: قلب هر پدر و مادری با شنیدن این تجربه به درد میآید. متخصصان روانشناسی کودک پیشنهاد میکنند از زبان ساده، داستانهای مصور و بازی برای توضیح بیماری به کودکان استفاده شود. اطمینان دادن به کودک که این شرایط موقتی است و شما کنارش هستید، میتواند از ترس او کم کند.
۴. رضا، ۳۴ ساله (ورزشکار): «در اوج آمادگی جسمانی بودم که مبتلا شدم. حس خیانت بدن به خودش، از لحاظ روانی نابودم کرد. در بخش مراقبتهای ویژه، تنها چیزی که حرکت میکرد، چشمانم بود.»
پاسخ: تجربه “سندروم قفل شدگی” یکی از سختترین جنبههای روانی گیلن باره است. اینکه فرد با ذهن کاملاً هوشیار در بدنی بیحرکت زندانی باشد، بسیار تروماتیک است. عبور شما از این مرحله، نشاندهنده قدرت روحی فوقالعاده شماست.
۵. مریم، ۵۲ ساله (خانهدار): «دوره درمان با IVIG مثل یک شروع دوباره بود. هر روز که سرم تمام میشد، حس میکردم کمی جان به بدنم برمیگردد. اولین باری که توانستم انگشت شستم را کمی تکان دهم، تمام بخش پرستاری برایم دست زدند.»
پاسخ: این پیروزیهای کوچک، سوخت اصلی مسیر طولانی بهبودی هستند. جشن گرفتن همین موفقیتهای به ظاهر ناچیز، به بیمار و خانوادهاش انگیزه و امید برای ادامه مسیر میدهد.
۶. حامد، ۳۰ ساله: «پلاسمافرزیس تجربه عجیبی بود. ساعتها بیحرکت روی تخت در حالی که دستگاه خونت را تصفیه میکند. خستهکننده بود، اما بعد از جلسه سوم حس کردم مه از روی بدنم کنار رفته است.»
۷. شیما، ۲۵ ساله (دانشجو): «دوره نقاهت از خود بیماری سختتر بود. خستگی شدید ولم نمیکرد. دیگران ظاهر سالم من را میدیدند اما نمیدانستند که بالا رفتن از چند پله برایم معادل دویدن یک ماراتن است.»
پاسخ: شما به نکته بسیار مهمی اشاره کردید: “خستگی نامرئی”. این یکی از شایعترین و ماندگارترین عوارض گیلن باره است. آموزش دادن به اطرافیان درباره این عارضه و یادگیری “مدیریت انرژی” (Pacing) میتواند به بهبود کیفیت زندگی شما کمک شایانی کند.
۸. همسر یک بیمار: «زندگی ما دو بخش شد: قبل از گیلن باره و بعد از آن. یاد گرفتیم برای کوچکترین پیشرفتها جشن بگیریم. یک قدم راه رفتن همسرم، بزرگترین هدیه بود.»
۹. کامران، ۴۱ ساله (کارمند): «بازگشت به کار سخت بود. تمرکزم کم شده بود و زود خسته میشدم. مجبور شدم شغلم را تطبیق دهم. گیلن باره مسیر زندگیام را عوض کرد.»
۱۰. نگین، ۳۱ ساله: «دو سال از بیماری من گذشته و تقریباً ۹۵ درصد تواناییهایم برگشته. پیام من به بیماران جدید این است: این مسیر تاریک است، اما انتهای آن تونل، روشنایی وجود دارد. هرگز امیدتان را از دست ندهید.»
۱۱. مینا، ۴۲ ساله (گرافیست): «هیچکس از دردهای عصبی حرف نمیزند. حس میکردم پاهایم در آتش میسوزد. این درد از فلج شدن هم بدتر بود. مدیریت درد، بخش بزرگی از روند بهبودی من بود.»
۱۲. پرویز، ۶۰ ساله (بازنشسته): «بیماری من با دوبینی و عدم تعادل شروع شد. اول فکر کردند سکته کردهام. بعد مشخص شد نوع نادری از گیلن باره به نام “میلر فیشر” است.»
۱۳. الهام، ۲۲ ساله (دانشجو): «افسردگی شدید گرفته بودم. حس میکردم در بدن خودم زندانی شدهام. صحبت با یک روانشناس در بیمارستان، نقطه عطف درمان من بود.»
پاسخ: سلامت روان به اندازه سلامت جسم در این بیماری اهمیت دارد. افسردگی، اضطراب و حتی PTSD پس از چنین تجربهای کاملاً شایع است. اقدام شما برای کمک گرفتن از روانشناس، بهترین و شجاعانهترین کاری بود که میتوانستید انجام دهید.
۱۴. بهروز، ۴۸ ساله (صاحب کسبوکار): «به عنوان نانآور خانواده، یک سال خانهنشین شدم. فشار مالی و استرس آینده، گاهی از خود بیماری سنگینتر بود.»
۱۵. فرهاد، ۳۸ ساله: «تا قبل از اینکه یک گروه آنلاین از بیماران گیلن باره پیدا کنم، خیلی احساس تنهایی میکردم. حرف زدن با کسانی که دقیقاً شرایط تو را درک میکردند، بهترین دارو بود.»
۱۶. رویا، ۵۵ ساله: «بهبودی من خطی نبود. یک روز پیشرفت میکردم و دو روز پسرفت. این بالا و پایین شدنها خیلی ناامیدکننده بود. یاد گرفتم که روند بهبودی یک مسیر صاف نیست.»
۱۷. پدرام، ۲۶ ساله: «بزرگترین ترسم این بود که به دستگاه تنفس مصنوعی وصل شوم. وقتی ضعف به قفسه سینهام رسید و نفس کشیدن سخت شد، وحشت کردم.»
۱۸. کامنت یک کاربر در سایت پزشکی: «آقای دکتر ممنون بابت تشخیص سریع گیلن باره برای پدرم. دو هفته بعد از یک اسهال شدید اینطور شد. اگر شما نبودید نمیدانستیم باید چکار کنیم.»
۱۹. سمیه، ۳۶ ساله: «صورتم هم درگیر شد. نمیتوانستم بخندم یا چشمانم را کامل ببندم. حس میکردم کنترلی روی عضلات صورتم ندارم. این بخش از بیماری خیلی از لحاظ روحی به من ضربه زد.»
پاسخ: درگیری اعصاب صورت بسیار ناراحتکننده است چون مستقیماً بر هویت و تعاملات اجتماعی ما تأثیر میگذارد. خبر خوب این است که مانند اعصاب دیگر بدن، اعصاب صورت نیز معمولاً با گذشت زمان و انجام تمرینات فیزیوتراپی مخصوص صورت، به خوبی بهبود مییابند.
۲۰. یک پرستار بخش مغز و اعصاب: «بیماران گیلن باره جنگجو هستند. ما شاهد بودهایم که بیماری از اوج فلج بودن، با تلاش و فیزیوتراپی دوباره روی پاهای خودش از بیمارستان بیرون رفته. این برای ما هم الهامبخش است.»
۲۱. کیوان، ۱۹ ساله (پشت کنکوری): «یک سال از زندگی و درسم عقب افتادم. در سنی که همه دوستانم دنبال دانشگاه بودند، من داشتم یاد میگرفتم چطور دوباره راه بروم.»
پاسخ: از دست دادن یک سال در این سن بسیار سخت است. اما به آن به چشم یک توقف نگاه کنید، نه یک پایان راه. شما درسی از استقامت و صبر آموختهاید که در تمام مراحل آینده زندگی، شما را از همسنوسالانتان قویتر خواهد کرد.
۲۲. نظر بیمار در سایت پزشکی: «برای دردهای عصبی بعد از گیلن باره چه دارویی خوبه؟ دکتر برای من گاباپنتین تجویز کرده ولی هنوز درد دارم.»
پاسخ: این سؤال بسیاری از بیماران است. دردهای عصبی (نوروپاتیک) یکی از شایعترین عوارض طولانیمدت گیلن باره است. گاباپنتین یکی از داروهای خط اول درمان است، اما تنها گزینه نیست. بسیار مهم است که این موضوع را با پزشک معالج خود در میان بگذارید. او ممکن است دوز دارو را افزایش دهد، آن را با داروی دیگری جایگزین کند یا درمانهای ترکیبی را پیشنهاد دهد. هرگز سرخود دوز دارو را تغییر ندهید و حتماً برای تنظیم درمان به پزشک خود مراجعه کنید.
۲۳. آناهیتا، ۲۹ ساله: «وابستگی کامل به همسرم برای کارهای شخصی، بزرگترین چالش روحی برایم بود. احساس سربار بودن میکردم. این بیماری روابط را هم به آزمایش میگذارد.»
پاسخ: این حس یکی از شایعترین و دردناکترین احساسات در میان بیمارانی است که به مراقبت نیاز پیدا میکنند. صحبت صادقانه با همسرتان درباره این احساسات و همچنین قدردانی از زحمات او، میتواند به کاهش این حس در شما و تقویت رابطه هر دوی شما کمک کند.
۲۴. یک فیزیوتراپیست: «کلید موفقیت در بهبودی گیلن باره، شروع سریع فیزیوتراپی، حتی روی تخت بیمارستان، و تداوم آن است. عضلهای که استفاده نشود، تحلیل میرود.»
۲۵. مرجان، ۴۴ ساله: «بعد از بهبودی، دچار مه مغزی شده بودم. کلمات را فراموش میکردم و تمرکز برایم سخت بود. این عارضه کمتر شناخته شده است ولی کاملاً واقعی است.»
پاسخ: “مه مغزی” یا “Brain Fog” کاملاً واقعی است و بسیاری از بیماران پس از بیماریهای شدید، آن را تجربه میکنند. این عارضه ناشی از التهاب سیستمیک و تأثیر بیماری بر مغز است. نوشتن کارها، انجام تمرینات ذهنی ساده، خواب کافی و داشتن صبر با خود، راهکارهای مفیدی برای مقابله با آن هستند.
۲۶. خانواده یک بیمار: «نوسان فشار خون و ضربان قلبش در ICU خیلی ما را میترساند. دکترها میگفتند این به خاطر تأثیر بیماری روی اعصاب خودکار بدن است.»
۲۷. نیما، ۳۹ ساله: «چرا من؟ این سؤالی بود که هر روز از خودم میپرسیدم. هیچ دلیلی وجود نداشت. یک ویروس ساده گرفتم و زندگیام زیر و رو شد. پذیرش این “تصادفی بودن” خیلی سخت بود.»
پاسخ: این سؤال “چرا من؟” بسیار عمیق و دردناک است. پذیرش اینکه گاهی بیماریهای سخت دلیل خاصی ندارند و تصادفی هستند، یکی از سختترین بخشهای فرآیند بهبود روانی است. شما در این احساس تنها نیستید و صحبت با یک مشاور میتواند به پردازش این احساسات کمک کند.
۲۸. کامنت یک بیمار : «کسی بوده که بعد از بهبودی، موقع خستگی دوباره حس گزگز خفیف داشته باشه؟ این حس منو میترسونه.»
پاسخ: بله، این تجربه بسیار شایع است و جای نگرانی ندارد. بسیاری از بهبودیافتگان گیلن باره آن را گزارش میدهند. اعصابی که آسیب دیدهاند و در حال ترمیم هستند، بسیار حساس میشوند. در زمان خستگی، استرس یا حتی تغییرات دما، این اعصاب ممکن است سیگنالهای اشتباهی بفرستند که به صورت گزگز خفیف حس میشود. این به معنای بازگشت بیماری نیست، بلکه یک “یادآوری” از آسیب قبلی است. با این حال، برای آرامش خیال، حتماً این موضوع را در ویزیت بعدی با متخصص مغز و اعصاب خود در میان بگذارید.
۲۹. زهرا، ۵۸ ساله: «بعد از ۵ سال، هنوز موقع راه رفتن طولانی از عصا استفاده میکنم. بهبودی کامل برای همه اتفاق نمیافتد، اما یاد گرفتم با محدودیتهای جدیدم زندگی کنم و از آن لذت ببرم.»
پاسخ: داستان شما الهامبخش و بسیار واقعبینانه است. شما نشان دادید که بهبودی همیشه به معنای بازگشت ۱۰۰٪ به حالت قبل نیست، بلکه به معنای پیدا کردن یک “نرمال جدید” و ساختن یک زندگی پربار و شاد با آن است. این قدرت پذیرش، خود یک پیروزی بزرگ است.
۳۰. جواد، ۳۲ ساله: «پیام من به خانوادههاست: بیمار شما از لحاظ ذهنی کاملاً هوشیار است، حتی اگر نتواند حرکت کند یا حرف بزند. کنارش باشید، برایش کتاب بخوانید، با او صحبت کنید. حضور شما بزرگترین دلگرمی است.»
مهمترین نشانه های گیلن باره که باید بشناسید
شناخت علائم گیلن باره برای تشخیص زودهنگام و اقدام سریع حیاتی است. این نشانهها معمولاً به سرعت طی چند روز تا چهار هفته پیشرفت میکنند.
- گزگز، سوزن سوزن شدن و بیحسی: این اولین و شایعترین علامت است که معمولاً از انگشتان پا و دستها شروع شده و به سمت بالای بدن (پاها و بازوها) گسترش مییابد.
- ضعف عضلانی پیشرونده: مشخصه اصلی بیماری، ضعف عضلانی است که از پاها شروع شده و به سمت بالاتنه حرکت میکند. این ضعف معمولاً متقارن است، یعنی هر دو سمت بدن را به یک اندازه درگیر میکند. در نهایت میتواند منجر به ناتوانی در راه رفتن شود.
- از بین رفتن رفلکسها: پزشک در معاینه متوجه کاهش شدید یا از بین رفتن کامل رفلکسهای تاندونی مانند رفلکس زانو میشود.
- درد شدید: بسیاری از بیماران دردهای عمیق و شدید عضلانی یا عصبی را تجربه میکنند که ممکن است در شب بدتر شود.
- مشکلات تعادل و هماهنگی: ناتوانی در راه رفتن به صورت مستقیم یا ایستادن بدون کمک از دیگر علائم است.
- علائم شدید و اورژانسی: در موارد پیشرفته، ضعف میتواند به عضلات تنفسی، صورت و بلع نیز برسد و علائم خطرناکی مانند دشواری در تنفس، مشکل در جویدن یا بلعیدن و فلج صورت را ایجاد کند که نیاز به مراقبتهای فوری پزشکی دارد.
علت بیماری گیلن باره چیست و چه کسانی در خطرند؟
با وجود تحقیقات گسترده، علت دقیق بروز سندرم گیلن باره هنوز به طور کامل مشخص نیست. آنچه میدانیم این است که این بیماری یک اختلال خودایمنی (Autoimmune) است. در این حالت، سیستم ایمنی بدن به دلایلی دچار اشتباه شده و به جای حمله به عوامل بیماریزا، به پوشش محافظ رشتههای عصبی (که میلین نام دارد) حمله میکند. این حمله باعث اختلال در انتقال پیامهای عصبی و بروز علائم بیماری میشود.
محرکهای احتمالی بیماری:
در حدود دو سوم موارد، بیماری چند روز یا چند هفته پس از یک عفونت ویروسی یا باکتریایی شروع میشود. شایعترین این محرکها عبارتند از:
- عفونت باکتریایی: به ویژه باکتری کمپیلوباکتر ژژونی که اغلب در مرغ نیمپز یافت میشود و باعث اسهال میگردد.
- عفونتهای ویروسی: ویروسهایی مانند آنفولانزا، سیتومگالوویروس (CMV)، اپشتین بار (EBV)، زیکا و حتی کووید-۱۹ میتوانند محرک بیماری باشند.
- سایر موارد: در موارد بسیار نادر، جراحی یا برخی واکسیناسیونها نیز به عنوان محرک گزارش شدهاند.
این بیماری میتواند هر فردی را در هر سنی درگیر کند، اما شیوع آن در مردان و افراد مسن کمی بیشتر است.
گیلن باره چگونه تشخیص داده می شود؟
تشخیص گیلن باره به خصوص در مراحل اولیه میتواند چالشبرانگیز باشد، زیرا علائم آن با بیماریهای دیگر مشترک است. پزشکان متخصص مغز و اعصاب معمولاً از ترکیبی از معاینات بالینی و آزمایشهای تخصصی برای رسیدن به تشخیص قطعی استفاده میکنند.
۱. معاینه بالینی و بررسی سوابق:
پزشک با پرسش درباره شروع و سرعت پیشرفت علائم (به خصوص ضعف متقارن و بالارونده) و معاینه رفلکسهای وتری عمقی، به تشخیص اولیه میرسد. یکی از نشانههای کلیدی گیلن باره، از بین رفتن یا کاهش شدید این رفلکسها (مانند رفلکس زانو) است.
۲. آزمایش مایع مغزی-نخاعی (پونکسیون کمری):
در این روش که به آن LP یا Spinal Tap نیز میگویند، مقدار کمی از مایع اطراف نخاع گرفته میشود. در بیماران گیلن باره، یک یافته مشخص وجود دارد: سطح پروتئین در این مایع به شدت بالا میرود، در حالی که تعداد سلولهای سفید (سلولهای التهابی) نرمال باقی میماند.
۳. نوار عصب و عضله (EMG و NCS):
این آزمایشها عملکرد الکتریکی اعصاب و عضلات را بررسی میکنند. در مطالعه هدایت عصبی (NCS)، پالسهای الکتریکی کوچکی به عصب فرستاده میشود تا سرعت انتقال پیام اندازهگیری شود. در گیلن باره، به دلیل آسیب به پوشش محافظ عصب، این سرعت به شدت کند میشود یا پیام به کلی بلوکه میگردد.
مراحل و روش های درمان گیلن باره
هیچ درمان قطعی برای گیلن باره وجود ندارد، اما روشهای درمانی مؤثری برای کاهش شدت بیماری، تسریع بهبودی و مدیریت عوارض آن در دسترس است. درمان معمولاً در بیمارستان و گاهی در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) انجام میشود.
۱. متوقف کردن حمله سیستم ایمنی
دو روش درمانی استاندارد طلایی برای متوقف کردن حمله خودایمنی وجود دارد که هر دو اثربخشی یکسانی دارند:
- ایمونوگلوبولین وریدی (IVIG): در این روش، آنتیبادیهای سالم از خون اهدایی هزاران نفر به بیمار تزریق میشود. این آنتیبادیها، آنتیبادیهای مضر و مهاجم بدن بیمار را خنثی کرده و حمله به اعصاب را متوقف میکنند.
- پلاسمافرزیس (تعویض پلاسما): در این فرآیند، خون بیمار از طریق یک دستگاه فیلتر شده، پلاسمای حاوی آنتیبادیهای مضر جدا میشود و سپس سلولهای خونی به همراه یک جایگزین پلاسما به بدن بازگردانده میشود.
۲. مراقبتهای حمایتی
همزمان با درمانهای اصلی، حفظ عملکردهای حیاتی بدن بیمار از اهمیت بالایی برخوردار است:
- حمایت تنفسی: ضعف عضلات تنفسی میتواند منجر به نارسایی تنفسی شود. در این موارد، استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) برای بیمار ضروری است.
- کنترل قلبی-عروقی: کنترل دقیق ضربان قلب و فشار خون به دلیل تأثیر بیماری بر سیستم عصبی خودکار، حیاتی است.
- مدیریت درد: دردهای شدید عصبی با داروهای مخصوص کنترل میشوند.
- پیشگیری از عوارض: اقداماتی برای جلوگیری از لخته شدن خون و زخم بستر در بیمارانی که برای مدت طولانی بیحرکت هستند، انجام میشود.
دوران نقاهت پس از گیلن باره
پس از پایدار شدن وضعیت بیمار و اتمام درمانهای فاز حاد، طولانیترین و مهمترین مرحله یعنی توانبخشی آغاز میشود. این مسیر، یک ماراتن است که نیازمند صبر بیمار، حمایت خانواده و تخصص یک تیم کامل توانبخشی است.
- نقش تیم توانبخشی: این تیم معمولاً شامل فیزیوتراپیست برای بازیابی قدرت عضلات و توانایی راه رفتن، کاردرمانگر برای بازآموزی مهارتهای روزمره مانند لباس پوشیدن و غذا خوردن، و در صورت نیاز گفتاردرمانگر برای رفع مشکلات بلع یا تکلم است.
- ماهیت غیرخطی بهبودی: بهبودی در گیلن باره همیشه یک مسیر مستقیم و رو به جلو نیست. بیماران ممکن است دورههایی از پیشرفت سریع، توقف یا حتی پسرفت جزئی را تجربه کنند که کاملاً طبیعی است و نباید باعث ناامیدی شود.
- مدیریت عوارض طولانیمدت: تمرکز اصلی توانبخشی بر مدیریت عوارض ماندگاری مانند خستگی مزمن، دردهای عصبی و ضعف باقیمانده است. یادگیری تکنیکهای مدیریت انرژی و استفاده از داروهای مناسب برای کنترل درد، کیفیت زندگی بیمار را به شدت بهبود میبخشد.
- اهمیت سلامت روان: حمایت روانی از طریق مشاوره و ارتباط با سایر بهبودیافتگان، به بیمار کمک میکند تا با جنبههای روحی بیماری مانند افسردگی، اضطراب و پذیرش “نرمال جدید” زندگی خود کنار بیاید.
سؤالات متداول
۱. بهبودی کامل از گیلن باره چقدر طول میکشد؟
زمان بهبودی کاملاً متغیر است و از چند ماه تا یک یا دو سال طول میکشد. صبر و انجام منظم توانبخشی، کلید اصلی بازگشت به سلامتی است.
۲. آیا گیلن باره دوباره برمیگردد؟
بازگشت گیلن باره بسیار نادر است (کمتر از ۵ درصد موارد). این بیماری معمولاً یک بار در طول زندگی فرد اتفاق میافتد و تکرار نمیشود.
۳. آیا دردهای عصبی بعد از گیلن باره طبیعی است؟
بله، بسیاری از بیماران حتی پس از بهبودی، دردهای عصبی یا حس خستگی را تجربه میکنند که با دارو و فیزیوتراپی قابل کنترل و مدیریت است.
مریم
تاریخ : ۵ - شهریور - ۱۴۰۴من برادرم به گیلن باره مبتلا شده و تازه IVIG براش شروع کردن. خیلی نگرانیم که مجبور به استفاده از دستگاه تنفس بشه. چه نشونههایی هست که باید سریع متوجه خطر بشیم؟
کارشناس روابط عمومی دیجیتال
تاریخ : ۵ - شهریور - ۱۴۰۴کاملاً قابل درکه که نگران باشید. ضعف در قفسه سینه و دیافراگم مهمترین علامته. اگر بیمار دچار تنگی نفس، مشکل در بلع یا صحبت کردن، یا تغییر صدا بشه، باید سریع تیم درمانی رو مطلع کنید. در بیمارستانها معمولاً مرتب ظرفیت ریوی و سطح اکسیژن کنترل میشه تا در صورت نیاز زود اقدام کنن. خبر خوب اینکه با مراقبت به موقع، بیشتر بیماران حتی در صورت نیاز به ونتیلاتور هم پس از مدتی بهبود پیدا میکنن.