رضاپور در نشست اندیشه ابنسینا گفت: از دید شیخالرئیس، تنها فلسفه اولی (مابعدالطبیعه) حکمت حقیقی است، چون مستقل از دیگر علوم بر بدیهیات استوار است و به شناخت خداوند میرساند.
به مناسبت بزرگداشت شیخالرئیس ابوعلی سینا، نشست علمی «چیستی فضیلت حکمت در اندیشه ابنسینا» به همت مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد. این نشست با حضور دو تن از اساتید حوزه علمیه و دانشگاه، حجتالاسلام محمدرضا رضاپور و حجتالاسلام فیروزجائی، به بررسی ابعاد قرآنی، فلسفی و اخلاقی حکمت در نگرش ابنسینا پرداخت.
حکمت قرآنی، فلسفی و جایگاه مابعدالطبیعه بهعنوان سلطان علوم
رضاپور، سخنان خود را با قرائت آیه ۱۲۵ سوره نحل «ادعُ الی سبیل ربّک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی أحسن…» آغاز کرد و ابتدا به ریشهشناسی لغوی حکمت پرداخت و ادامه داد: بهنقل از مصباح المنیر، «حکم» در اصل بهمعنای بازداشتن و مهار کردن است؛ همانگونه که «حَکَمَه» (افسار) چارپا را از سرکشی بازمیدارد، حکمت نیز صاحب خود را از سقوط در اخلاق فرومایه بازمیدارد.
وی سپس به تعریف علامه طباطبایی در المیزان اشاره کرد که حکمت را «دانش استوار» میداند و گفت: دانشی که تردید در آن راه ندارد و بر اساس آن حق بدون هیچ شبههای شناخته میشود. علامه تأکید دارد قرآن در دعوت به وسیله حکمت هیچ شرط محدودکنندهای ذکر نکرده، در حالی که برای موعظه حسنه و جدال احسن شروط خاصی ذکر شده است.
رضاپور دیدگاه فخر رازی و قاضی بیضاوی را یادآور شد و بیان کرد: سه واژه «حکمت، موعظه حسنه، جدال احسن» را بر سه صناعت منطقی (برهان، خطابه، جدل) منطبق کردهاند. به باور آنان گروهی از مخاطبان که ذهنشان به عقاید باطل آلوده است و بر آن اصرار دارند، نیازمند «جدال احسن» اند. خواص و اهل نظر که توان دریافت استدلال دارند، باید با «حکمت» مخاطب قرار گیرند و عوامی که برهان برایشان مؤثر نیست، نیازمند «موعظه» هستند.
وی در ادامه افزود: اما علامه طباطبایی این تقسیم سختگیرانه را رد میکند و میگوید هر مخاطبی به درجاتی به هر سه شیوه نیازمند است. در تفسیر آیه ۲۶۹ بقره «یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد أوتی خیراً کثیراً» وی بیان کرد: آوردن فعل به صیغه مجهول، نشان میدهد خیر کثیر ذاتیِ حکمت است، نه صرفاً به هر دلیل بیرونی. به تعبیر علامه، این دانش استوار چون مطابق با واقع و تأمینکننده سعادت انسان است، خود سرچشمه خیر کثیر است.
رضاپور تقسیم حکمت به دو بخش نظری و عملی را یادآور شد و افزود: این دو بخش از جمله حکمت نظری شامل طبیعیات، ریاضیات و فلسفه اولی (مابعدالطبیعه) که ناظر به شناخت «هستها» و واقعیتهاست. حکمت عملی شامل سیاست مدن، تدبیر منزل و اخلاق، ناظر به «بایدها و شایستگیها» در حیات فرد و جامعه.
وی توضیح داد: از دید ابنسینا، تنها فلسفه اولی حکمت حقیقی است، زیرا هیچیک از اصول موضوعهاش را از علم دیگری وام نمیگیرد و صرفاً بر بدیهیات اولیه استوار است. طبیعیات و ریاضیات در این نگاه، حکمت مجازیاند، چراکه برای اثبات موضوعات خود نیازمند علوم دیگرند. این استقلال فلسفه اولی موجب شده آن را «سلطان علوم» بدانند.
رضاپور همچنین به نظر آیتالله شعرانی استناد کرد که بر اساس آیه «ادعُ الی سبیل ربّک بالحکمه…» استنباط کرده است و در ادامه بیان داشت: حکمت در قرآن محتوای مستقیم نصوص وحیانی نیست، زیرا برای منکر نبوت و ولایت، دعوت با خود نصوص کارگر نمیافتد؛ بلکه حکمت در اینجا میتواند همان معارف استوار فلسفه اولی یا حقایق فطری و برهانی باشد.
حکمت بهمثابه فضیلت اخلاقی در فلسفه اخلاق ابنسینا
حجت الاسلام فیروزجایی نیز در آغاز صحبتهای خود گفت: هدف از طرح این مبحث، بازخوانی ایدهای کمتر شناختهشده از ابنسینا در حوزه اخلاق عملی است که میتواند در فضای فرهنگی و تمدنی امروز الهامبخش باشد. زمینه فلسفه اخلاق بر پایه تحلیل قوای نفس در فلسفه اسلامی، سه فضیلت اصلی معرفی شدهاند: عفت، شجاعت و حکمت.
فیروزجایی برای روشنشدن معنای حکمت اخلاقی، ابتدا به تقسیم قوای نفس در نظام ابنسینا پرداخت و گفت:
قوای ادراکی از جزئی (حواس) و کلی (عقل) تشکیل شده، قوای تحریکی شامل انگیزشی (شهوت و غضب) و فاعله (ابزار اجرای تصمیم و حرکت بدن) است.
عقل نیز به دو شاخه تقسیم میشود عقل نظری که رو به عالم بالا و دریافتکننده حقایق کلی از جهان مجردات است و عقل عملی که رو به عالم ماده، تمییزدهنده خیر و شر در امور زندگی و تدبیرکننده نیازهای مادی و اخلاقی است.
وی تصریح کرد: با وجود برداشتهای مختلف میان شارحان، ابنسینا عقل نظری و عملی را دو قوه متمایز میداند، هرچند برخی آنها را یک قوه با دو کارکرد میشمرند.
فیروزجایی افزود: عقل عملی صرفاً به مصلحت و مفسده مادی محدود نیست، بلکه بایدها و نبایدهای وجدانی و اخلاقی نیز در حوزه آن است. ابنسینا در آثاری چون اشارات و مقاله نهم الهیات شفا، سعادت نهایی را «مقاربه به حق اول» میداند؛ یعنی پیوستن نفس ناطقه به عالم عقل و نزدیکی به خداوند که جامع حقایق است.
وی با اشاره به «رساله عهد»، زندگی شخصی شیخالرئیس را نمونه زیست حکیمانه دانست و گفت: ابنسینا خود را متعهد کرده که قوای نفس را تا سرحد امکان به فعلیت برساند، از آلودگی اندیشهها به شهوت و غضب بپرهیزد، به سیاست بهعنوان تدبیر زندگی توجه داشته باشد، و مجال ورود خاطرات ناپاک به ذهن ندهد.
وی بیان داشت: ابنسینا معتقد است استمرار بر صدق در گفتار و حتی در خیال، هیئت راستی را در جان راسخ میکند بهگونهای که رؤیاها نیز صادق میگردند. این ملکههای اخلاقی، همان فضیلت حکمت است که بدون تکلف، انسان را به فعل درست وامیدارد.